25 فرهنگ

2128 مدخل


مترصد

mote(a)rassed

چشم‌به‌راه؛ منتظر.

امیدوار، چشمبهراه، درکمین، کمینگر، گوشبهزنگ، مترقب، متوقع، مراقب، منتظر

vigilant