مترصدلغتنامه دهخدامترصد. [ م ُ ت َ رَص ْ ص ِ ] (ع ص ) امیدوار و چشم داشت دارنده . (آنندراج ) (غیاث ). منتظر. (دهار). انتظار کشنده . منتظر و نگران . چشم براه و بیدار. (ناظم الاطبا
مُتَرَدِّيَةُفرهنگ واژگان قرآنحيواني که از محلي بلند چون کوه و يا لبه چاه و امثال آن سقوط کند و بميرد .
مَرْصَدٍفرهنگ واژگان قرآنكمين گاه - زمان کمین نشستن(کلمه رصد به معناي آماده شدن براي مراقبت است و مرصد و مرصاد به معناي آن محلي است که براي مراقبت در آنجا قرار بگيرند مانند عبارت "و اق