متخلصلغتنامه دهخدامتخلص . [ م ُ ت َ خ َل ْ ل ِ ] (ع ص ) رهایی یافته . (آنندراج ). نجات یافته و رهائی یافته و آزاد کرده . (ناظم الاطباء). || صاحب تخلص . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا
متخلصفرهنگ انتشارات معین(مُ تَ خَ لِّ) [ ع . ] (اِفا.) کسی که اسم یا لقبی در شاعری برای خود انتخاب کرده باشد، دارای تخلص .
متخلصفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که لقب یا صفتی که معرف وی در شاعری باشد برای خود انتخاب کرده باشد؛ دارای تخلص.
متخلسلغتنامه دهخدامتخلس . [ م ُ ت َ خ َل ْ ل ِ ] (ع ص ) رباینده . (آنندراج ). رباینده و به زور گیرنده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تخلس شود.
ساقیلغتنامه دهخداساقی .(اِخ ) نام او حاج محمد زمان متخلص به ساقی فرزند کلبعلیخان جلایر کلاتی است که پدرانش در کلات خراسان حکومت داشتند. وی در جوانی به تحصیل فنون پرداخت و در جاد
واصل لاهیجیلغتنامه دهخداواصل لاهیجی .[ ص ِ ل ِ ] (اِخ ) ملامحمدامین متخلص به واصل فرزند درویش محمد لاهیجی که در حدود 1115 هَ .ق . میزیست و نصرآبادی درباره ٔ او چنین آرد: جوان قابل آدمی
نویدلغتنامه دهخدانوید. [ ن َ ] (اِخ ) نورالدین دهلوی متخلص به نوید یانویدی ، از پارسی گویان قرن دوازدهم هندوستان و از مقربان عمدةالملک امیرخان بهادر است . در اواسط قرن دوازدهم د
هاشمیلغتنامه دهخداهاشمی . [ ش ِ ] (اِخ ) (مولانا...) متخلص به خاموشی شاعر قرن نهم هجری . رجوع به خاموشی شود.
قاآنیلغتنامه دهخداقاآنی . (اِخ ) میرزا حبیب اﷲ متخلص به قاآنی . در حدود 1222 هَ . ق . یعنی در زمان سلطنت فتحعلیشاه در شیراز متولد گردید. پدر او میرزا محمدعلی شاعر بودو گلشن تخلص