25 فرهنگ

2185 مدخل


متحد

mottahed

۱. موافق و هماهنگ در عملکرد.
۲. [قدیمی] یگانه؛ دارای پیوند.

همبسته، یکپارچه

موتلف، متفق، هماهنگ، همپیمان، همدل، همراه، همرای، همعهد ≠ متخاصم، مخالف

allied, ally, bedfellow, confederate, friend, one, united