متجاعللغتنامه دهخدامتجاعل . [ م ُ ت َ ع ِ ] (ع ص ) کسی که مقرر می کند قیمت و ارزش و مواجب و وظیفه را. || گروهی که چیزی را در میان خود می گیرند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
متجاوللغتنامه دهخدامتجاول . [ م ُ ت َ وِ ] (ع ص ) با یکدیگر بگردنده در حرب . (آنندراج ). بر دور یکدیگر گردنده ٔ در جنگ و جدال و کشتی و مصارعت . (ناظم الاطباء). و رجوع به تجاول شود
متجالیلغتنامه دهخدامتجالی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) هویدا کننده باهم حال خود را. (آنندراج ). مر یکدیگر را از حال هم آشکار کننده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تجالی شود.
متجادللغتنامه دهخدامتجادل . [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ) با هم خصومت کننده . (آنندراج ).با یکدیگر خصومت کننده . (ناظم الاطباء). تثنیه ٔ این کلمه «مُتَجادِلَین » است یعنی دو تن که با یکدی
متجالدلغتنامه دهخدامتجالد. [ م ُ ت َ ل ِ ] (ع ص ) به شمشیر زننده بعض مر بعض را. (آنندراج ). مشغول به جنگ و جدال و مر یکدیگر را شمشیر زننده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و ر
متجالسلغتنامه دهخدامتجالس . [ م ُ ت َ ل ِ ] (ع ص ) با هم نشسته . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تجالس شود.
متجاوللغتنامه دهخدامتجاول . [ م ُ ت َ وِ ] (ع ص ) با یکدیگر بگردنده در حرب . (آنندراج ). بر دور یکدیگر گردنده ٔ در جنگ و جدال و کشتی و مصارعت . (ناظم الاطباء). و رجوع به تجاول شود
متجالیلغتنامه دهخدامتجالی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) هویدا کننده باهم حال خود را. (آنندراج ). مر یکدیگر را از حال هم آشکار کننده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تجالی شود.
متجادللغتنامه دهخدامتجادل . [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ) با هم خصومت کننده . (آنندراج ).با یکدیگر خصومت کننده . (ناظم الاطباء). تثنیه ٔ این کلمه «مُتَجادِلَین » است یعنی دو تن که با یکدی
متجالدلغتنامه دهخدامتجالد. [ م ُ ت َ ل ِ ] (ع ص ) به شمشیر زننده بعض مر بعض را. (آنندراج ). مشغول به جنگ و جدال و مر یکدیگر را شمشیر زننده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و ر
متجالسلغتنامه دهخدامتجالس . [ م ُ ت َ ل ِ ] (ع ص ) با هم نشسته . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تجالس شود.