متبکللغتنامه دهخدامتبکل . [ م ُ ت َ ب َک ْ ک ِ ] (ع ص ) فروگیرنده کسی را به زدن و دشنام و قهر. (آنندراج ). کسی که غلبه می کند به واسطه ٔ زدن و یا دشنام دادن . (ناظم الاطباء). ||
متأکللغتنامه دهخدامتأکل . [ م ُ ت َ ءَک ْ ک ِ ] (ع ص ) خورنده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || خورده و خورده شده . (ناظم الاطباء). || شمشیر درخشنده . (آنندراج ). شمشیر درخشان و ت
مُتَکَلِّفِينَفرهنگ واژگان قرآنآنان که با تصنع و خودآرايي خود را داراي چيزي که آن را ندارد نشان مي دهند
مُتَوَکِّلُونَفرهنگ واژگان قرآنتوکّل کنندگان(توکل يعني اختيار خود را در امری به دیگری(وکيل) بدهد ولازمه اش اطاعت کامل از وکيل است)
مُتَوَکِّلِينَفرهنگ واژگان قرآنتوکّل کنندگان(توکل يعني اختيار خود را در امری به دیگری(وکيل) بدهد ولازمه اش اطاعت کامل از وکيل است)
متأکللغتنامه دهخدامتأکل . [ م ُ ت َ ءَک ْ ک ِ ] (ع ص ) خورنده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || خورده و خورده شده . (ناظم الاطباء). || شمشیر درخشنده . (آنندراج ). شمشیر درخشان و ت