متبلغتنامه دهخدامتب . [ م ُ ت ِب ب ] (ع ص ) (از «ت ب ب ») سست و ضعیف گرداننده . (آنندراج ). هر آنچه ضعیف و ناتوان و زبون باشد. (ناظم الاطباء). اتب اﷲ قوته ؛ سست و ضعیف گرداند ا
مطبلغتنامه دهخدامطب . [ م َ طَ ] (ع اِ) جائی که طبیب در آن نشیند و معالجه ٔ مریضان نماید. (از غیاث ) (از آنندراج ). آنجا که طبیب نشیند آماده ٔ طبابت بیماران را. محکمه . درمانگا
متبرعاًلغتنامه دهخدامتبرعاً. [ م ُ ت َ ب َرْ رِ عَن ْ ] (ع ق ) مأخوذ ازتازی ، کاری که شخص از روی اراده و میل خود از برای خدا و از جهت تحصیل ثواب و اجر اخروی می کند. (ناظم الاطباء)
متبرعاًلغتنامه دهخدامتبرعاً. [ م ُ ت َ ب َرْ رِ عَن ْ ] (ع ق ) مأخوذ ازتازی ، کاری که شخص از روی اراده و میل خود از برای خدا و از جهت تحصیل ثواب و اجر اخروی می کند. (ناظم الاطباء)