مبدیلغتنامه دهخدامبدی ٔ. [ م ُ دِءْ ] (اِخ ) یکی از اسماء باری تعالی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نامی ازنامهای خدای تعالی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مبدیلغتنامه دهخدامبدی ٔ. [ م ُ دِءْ ] (ع ص ) کار نو و بدیع آورنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || آفریننده ٔ نخست بار. (السامی ) (مهذب الاسماء). آفریننده . (دهار)
ذوحماملغتنامه دهخداذوحمام . [ ح َ ] (اِخ ) نام موضعی در قول جریر : عفاذ و حمام بعدنا و حفیرو بالسر مبدی منهم و مصیر.
حزریلغتنامه دهخداحزری . [ ح َ زَ ی ی ] (اِخ ) محمدبن علی بن غالب ، معین الدین . وی معاصر تاج کندی بود و در پیرامن 640 هَ . ق . درگذشت . او راست : «الاعتراض المبدی بوهم التاج الک
خساستلغتنامه دهخداخساست . [ خ ِ س َ ] (ع اِمص ) زبونی . (از غیاث اللغات ). فرومایگی . (آنندراج ). دنائت . پستی . حقارت . رذالت . (یادداشت بخط مؤلف ) : بچشم حقد و حسد که مظهر و م
منشیلغتنامه دهخدامنشی . [ م ُ ] (ع ص ) آغازکننده . (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || ایجادکننده . بوجودآورنده . ابداع کننده : اگر چه منشی و مبدع آن را به فضل تقدم بل به تقدم
مبدءلغتنامه دهخدامبدء. [ م ُ دِءْ ] (ع ص ) صیغه ٔ اسم فاعل از باب افعال بمعنی آغاز کننده و آشکارکننده و آفریننده . (غیاث ) (آنندراج ). آفریننده ٔ نخست بار، نامی از نامهای خدای ت