مبدلفرهنگ مترادف و متضاد۱. تبدیل، تعویض، تغییر، دگرگون، عوض ۲. تبدیلکننده، تغییردهنده، بدلکننده ۳. ادپتور
مبدللغتنامه دهخدامبدل . [ م ُ ب َدْ دَ ] (ع ص ) دیگرگون کرده و تغییر داده شده و بدل آورده شده . (ناظم الاطباء) تبدیل شده . تغییر شکل یافته : گر بدان حالت ترا بودی بقاکی رسیدی مر
مبدللغتنامه دهخدامبدل . [ م ُ دَ ] (ع ص ) بدل شده و تبدیل شده .(ناظم الاطباء). تغییرداده شده . دیگرگون : چون فرود آیی از آن گردی جدامبدلش گرداند از رحمت خدا. مولوی شب غلط بنماید