مبتکرانهدیکشنری فارسی به انگلیسیingenious, ingeniously, innovative, inventive, inventively, original, originally
مبتکرةلغتنامه دهخدامبتکرة. [ م ُ ت َ ک ِ رَ ] (ع ص ) زنی که در نخستین بار پسر زاید. (آنندراج ) (ناظم الاطباء).