26 فرهنگ

1781 مدخل


مبتدی

mobtadi

کسی که تازه به ‌کاری مشغول شده؛ تازه‌کار؛ نوآموز.

تازه کار، نوآموز

بیتجربه، تازهکار، ناشی، ناوارد، نوآموز، نوپیشه ≠ مجرب، آزموده، کارکشته

beginner, novice, neophyte, novitiate