مباهتلغتنامه دهخدامباهت .[ م ُ هَِ ] (ع ص ) دروغ باف . نعت فاعلی مذکر از مباهتة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دروغ بافنده و دروغ سازنده . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد شود
مباهتةلغتنامه دهخدامباهتة. [ م ُ هََ ت َ ] (ع مص ) دروغ بافتن . (منتهی الارب ). دروغ بافتن و دروغ بستن و بهتان گفتن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مباهتةلغتنامه دهخدامباهتة. [ م ُ هََ ت َ ] (ع مص ) دروغ بافتن . (منتهی الارب ). دروغ بافتن و دروغ بستن و بهتان گفتن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
دروغ بافلغتنامه دهخدادروغ باف . [ دُ ] (نف مرکب ) دروغ بافنده . بافنده ٔ دروغ . دروغگو. آنکه مطالب دروغ را با آب و تاب فراوان بر زبان راند. حائک الکذب بهوت . مُباهت . (یادداشت مرحوم