مبانیلغتنامه دهخدامبانی . [ م َ ] (ع اِ) جاهای بنا و این جمع مَبنی ̍ بمعنی جای است . (غیاث ) (آنندراج ). عمارتها و بناها و بنیانها و بنیادها و اساسها. (ناظم الاطباء). مبناها. شال
مبانی موسیقیsolfeggio, solfègeواژههای مصوب فرهنگستاندروس بنیادی موسیقی مانند دیدخوانی و تربیت شنوایی و نتنویسی
تغذیۀ سلامتنگر همگانیpublic health nutritionواژههای مصوب فرهنگستانمبانی و کاربردهای تغذیه که بهعنوان یک علم، خانواده را که کوچکترین واحد جامعه است مورد بررسی قرار میدهد و هدف نهایی آن حفظ سلامت افراد با تغذیۀ مناسب است