ماینلغتنامه دهخداماین . [ ] (اِخ ) شهرکی است با نعمت میان پارس و اسپاهان . (حدود العالم چ دانشگاه ص 136).
معینلغتنامه دهخدامعین . [ م ُ ] (اِخ ) محمد (1296-1350 هَ . ش .) فرزند شیخ ابوالقاسم . جداو شیخ محمدتقی معین العلما که در سلک علمای روحانی بود پس از فوت پدر به تربیت وی همت گماش
ماین بلاغلغتنامه دهخداماین بلاغ . [ ی ِ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گوی آغاج است که در بخش شاهین دژ شهرستان مراغه واقع است و 238 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
مایندرلغتنامه دهخدامایندر. [ ی َ دَ ] (اِ مرکب ) به معنی مادراندر است که زن پدر باشد. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) : دشمن ار مهر طمع دارد از او بیهدگی ست که جهان مادر او نیست ک
ماین بلاغلغتنامه دهخداماین بلاغ . [ ی ِ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گوی آغاج است که در بخش شاهین دژ شهرستان مراغه واقع است و 238 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
مایندرلغتنامه دهخدامایندر. [ ی َ دَ ] (اِ مرکب ) به معنی مادراندر است که زن پدر باشد. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) : دشمن ار مهر طمع دارد از او بیهدگی ست که جهان مادر او نیست ک
ژان ماینلغتنامه دهخداژان ماین . [ ی ِ ] (اِخ ) نام جزیره ٔ آتشفشانی قطبی در اقیانوس منجمد شمالی ، دارای 550 کیلومتر مساحت . آن را هلندیها در اوایل قرن هفدهم کشف کردند.