مایع شیشهشوwindshield washer fluid, windscreen washer fluid, washer fluidواژههای مصوب فرهنگستانمحلولی که با آبپاش شیشۀ جلو برای تمیز کردن شیشۀ جلو به آن پاشیده میشود
مایعلغتنامه دهخدامایع. [ ی ِ ] (ع ص ، اِ) مائع. هر چیز روان مثل آب و سرکه وشراب که بر روی زمین جاری شود. (ناظم الاطباء). که جامد نباشد. که سیلان کند. جسمی که روان باشد. آبکی . (
مایعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی مایع، سیّال، آبکی، لزج، محلول مرطوب، نمناک خیس، آبکشیده روان، جاری، راکد هیدرولیک ترشحی مایعشده
پمپ آبپاش شیشۀ جلوwindshield washer pump, windscreen washer pump, washer pumpواژههای مصوب فرهنگستانپمپی که با فشار مایع شیشهشو را به لولۀ آبپاش میفرستد
آبپاش شیشۀ جلوwindshield washer nozzle, washer nozzleواژههای مصوب فرهنگستانافشانکی بر روی در موتور یا متصل به تیغۀ برفپاککن برای پاشیدن مایع شیشهشو بر روی سطح شیشۀ جلو
سامانۀ آبپاش شیشۀ جلوwindscreen washer, windshield washerواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای متشکل از مخزن و پمپ و لولههای اتصال و آبپاش که مایع شیشهشو را بر روی سطح شیشه میپاشد