مأولعلغتنامه دهخدامأولع.[ م ُ ءَ ل َ ] (ع ص ) دیوانه . (منتهی الارب ). دیوانه ومجنون . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مألوع .
مألوعلغتنامه دهخدامألوع . [ م َءْ ] (ع ص ) دیوانه ، مُاءَولَع مانند آن و ملحق به رباعی است به زیادت واو. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). دیوانه و مجنون . (ناظم الاطباء) (از اقرب ا
مأوللغتنامه دهخدامأول . [ م ُ ءَوْ وَ ] (ع ص ) همزه بصورت الف است ، تأویل کرده شده و کلام از ظاهر به خلاف ظاهر گردانیده شده . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به مؤول شود. || در اص
مأوللغتنامه دهخدامأول . [ م ُ ءَوْ وِ ] (ع ص ) مؤول . تأویل کننده . شرح کننده : چنین گوید مفسر این کتاب و مأول این خطاب اصغر عباداﷲ جرماً و اکثرهم حرماً. (تاریخ قم ص 2).
مأولقلغتنامه دهخدامأولق . [ م ُ ءَ ل َ ] (ع ص ) دیوانه . (منتهی الارب ) (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد). نادان و دیوانه . (ناظم الاطباء).
ماوللغتنامه دهخداماول . [ ] (اِخ ) ابن شراره مکنی به ابوالخیر. طبیبی نصرانی از اهالی حلب بود که در ادب نیز دست داشت و از مقربان درگاه و کاتب معزالدوله ثمال بن صالح کلابی حاکم حل
مألوعلغتنامه دهخدامألوع . [ م َءْ ] (ع ص ) دیوانه ، مُاءَولَع مانند آن و ملحق به رباعی است به زیادت واو. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). دیوانه و مجنون . (ناظم الاطباء) (از اقرب ا
مأوللغتنامه دهخدامأول . [ م ُ ءَوْ وَ ] (ع ص ) همزه بصورت الف است ، تأویل کرده شده و کلام از ظاهر به خلاف ظاهر گردانیده شده . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به مؤول شود. || در اص
مأوللغتنامه دهخدامأول . [ م ُ ءَوْ وِ ] (ع ص ) مؤول . تأویل کننده . شرح کننده : چنین گوید مفسر این کتاب و مأول این خطاب اصغر عباداﷲ جرماً و اکثرهم حرماً. (تاریخ قم ص 2).
مأولقلغتنامه دهخدامأولق . [ م ُ ءَ ل َ ] (ع ص ) دیوانه . (منتهی الارب ) (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد). نادان و دیوانه . (ناظم الاطباء).
ماوللغتنامه دهخداماول . [ ] (اِخ ) ابن شراره مکنی به ابوالخیر. طبیبی نصرانی از اهالی حلب بود که در ادب نیز دست داشت و از مقربان درگاه و کاتب معزالدوله ثمال بن صالح کلابی حاکم حل