ماهیاتلغتنامه دهخداماهیات . [ هی یا ] (ع اِ) ج ِ ماهیت . (اقرب الموارد) : مجوی از وحدت محضش برون از ذات او چیزی که او عام است و ماهیات خاص اندر همه اشیا. ناصرخسرو.زانکه ماهیات و س
ماهیتلغتنامه دهخداماهیت . [ هی ی َ ] (ع اِ مرکب ) به معنی حقیقت چیزی مستعمل است . بدان که این مصدر جعلی است تراشیده ٔ اهل منطق و حکمت . معنی لفظی لفظ ماهیت چیست این شدن باشد مرکب
اشیالغتنامه دهخدااشیا. [ اَش ْ ] (ع اِ) صورتی از اشیاء ج ِ شی ٔ است که در فارسی شاعران همزه ٔ آخر آنرا بضرورت وزن یا قافیه کردن با کلمه های مختوم به الف حذف کنند : مجوی از وحدت
ماهیةلغتنامه دهخداماهیة. [ هی ی َ ] (ع اِ مرکب ) ماهیةالشی ٔ، حقیقت آن و این کلمه نسبت است به ماهو. ج ،ماهیات . (از اقرب الموارد). و رجوع به ماهیت شود.
صحیح و اعملغتنامه دهخداصحیح و اعم . [ ص َ ح ُ اَ ع َم م ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح اصول فقه ) حاصل آن اینکه در صورت ثبوت حقیقت شرعیه آیا الفاظی که شارع اسلام برابر ماهیات مجعول
عالم ظلمانیلغتنامه دهخداعالم ظلمانی .[ ل َ م ِ ظُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) اصطلاح اشراقی است و مقابل عالم نورانی است و مراد عالم برازخ و اجسام و ماهیات است . (شرح حکمة الاشراق صص 157