مانفردلغتنامه دهخدامانفرد. [ رِ ] (اِخ ) فرزند قانونی امپراتور «فردریک دوم » (1232-1266م .) و پادشاه سیسیل (1258 - 1266). او از قلمرو خود در مقابل شارل اول دفاع کرد. (از لاروس ).
منفرداًلغتنامه دهخدامنفرداً.[ م ُ ف َ رِ دَن ْ ] (ع ق ) جداگانه و تنها و یگانه و علیحده و فقط و یک یک و فرداًفرداً. (ناظم الاطباء).
منفردمنفردفرهنگ مترادف و متضاد۱. تک، تنها، جدا، فرد، واحد، یکتا، یکه، یگانه ۲. عزب، مجرد ≠ متاهل ۳. بیمانند، بینظیر، وحید، یگانه
منفرددیکشنری فارسی به انگلیسیdistinct, individual, lonely, odd, particular, single, solitary, special
بایرونلغتنامه دهخدابایرون . [ رُ ] (اِخ ) لرد بایرون شاعر انگلیسی از خانواده ٔ استوارت بود. در سال 1788 م . بدنیا آمد.دوره ٔ تحصیلاتش در دارالفنون کمبریج به پایان رسید ونخستین اشع
چایکوفسکیلغتنامه دهخداچایکوفسکی . [کُف ْ ] (اِخ ) پیوتر ایلئیچ . آهنگساز بزرگ روس ، در تاریخ 7 ماه مه سال 1840 م . متولد شده و در 6 ماه نوامبر سال 1893 درگذشته است . زادگاه وی دهی بو
solitaryدیکشنری انگلیسی به فارسیمنفرد، مجد، تنها، منزوی، انفرادی، گوشه نشین، عابد، منفرد، تنها، منزوی، مجرد، تک، پرت
منفرداًلغتنامه دهخدامنفرداً.[ م ُ ف َ رِ دَن ْ ] (ع ق ) جداگانه و تنها و یگانه و علیحده و فقط و یک یک و فرداًفرداً. (ناظم الاطباء).