مانستنلغتنامه دهخدامانستن . [ ن ِ ت َ ] (مص ) مانند شدن به چیزی (فرهنگ رشیدی ). به صفت چیزی شدن باشد یعنی شبه و مانند و نظیر شدن . (برهان )(آنندراج ). مشابهت داشتن و نظیر و مانند
تمولیلغتنامه دهخداتمولی .[ ت َ م َ ] (ع مص ) به مهتران مانستن . یقال : هو یتمولی ؛ ای یتشبه بالسادة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
ماندنلغتنامه دهخداماندن . [ دَ ] (مص ) مانستن و شبیه بودن . (ناظم الاطباء). مانیدن . شبیه بودن . شباهت داشتن . مشابهت داشتن . همانند بودن . مانند بودن . (یادداشت به خط مرحوم دهخد