ماندولینفرهنگ انتشارات معین(دُ) [ فر. ] (اِ.) ساز زهی مضرابی با کاسة طنین گرد، دستة کوتاه و چهار زوج سیم از فولاد.
ماندولینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهساز زهی با بدنۀ گلابیشکل، دستۀ کوتاه، و چهار جفت سیم فولادی که با زخمهای سهگوش نواخته میشود.
مأدورلغتنامه دهخدامأدور. [ م َءْ ] (ع ص ) دبه خایه . ج ، اُدُر، مآدیر. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). کسی که پرده ٔ صفاق او پاره شود و روده هایش پایین افتد و گویند بیماری فتق