ماموسلغتنامه دهخداماموس . (ع اِ) آتش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آتشدان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند موضع آتش . (از اقرب الموارد).
ماموسةلغتنامه دهخداماموسة. [ س َ ] (ع اِ) مانند ماموس است . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). از نامهای آتش است . (اقرب الموارد). و رجوع به ماموس شود. || فلات . (از اقرب الموار
مألوسلغتنامه دهخدامألوس . [ م َءْ ] (ع ص ) دیوانه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنکه عقل وی شوریده و آشفته گشته یا از بین رفته باشد. (از اقرب الموارد). || شیری که
مأموتلغتنامه دهخدامأموت . [م َءْ ] (ع ص ) اجل مأموت ؛ مدت معین و موقت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مأمودلغتنامه دهخدامأمود. [ م َءْ ] (ع ص ) امد مأمود؛ غایت منتهی الیه . (منتهی الارب ). امد مأمود؛ منتهی الیه . (اقرب الموارد). لهذا الامر امد مأمود؛ این کار دارای انتهائی است
ماموسةلغتنامه دهخداماموسة. [ س َ ] (ع اِ) مانند ماموس است . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). از نامهای آتش است . (اقرب الموارد). و رجوع به ماموس شود. || فلات . (از اقرب الموار