مال اسدلغتنامه دهخدامال اسد. [ اَ س َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد است که در جنوب بخش واقع و محدود است از مشرق به بخش زاغه و دهستان ورکوه و از مغرب به بخش
مأللغتنامه دهخدامأل . [ م َ ءَ / م َءْل ْ ] (ع ص ) مرد فربه سطبر، مؤنث آن مألة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد): رجل مأل ؛ مرد فربه . (ناظم الاطباء). || (مص ) مألة. (منته
ماللغتنامه دهخدامال . [ مال ل ] (ع ص ) رجل مال ، بستوه آمده . (منتهی الارب ). رجل مال ، مرد بستوه آمده . (ناظم الاطباء).
ماللغتنامه دهخدامال . (حامص ) در بعضی ترکیبات به معنی مالیدن آید: گوشمال . خاکمال . (فرهنگ فارسی معین ). || (نف ) مشتق از مالیدن به معنی مالنده و لمس کننده و ساینده و همیشه بطو
کاسیان بالالغتنامه دهخداکاسیان بالا.[ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مال اسد بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد واقع در 6هزارگزی جنوب خاوری چقلوندی و6هزارگزی راه اتومبیل رو خرم آباد به چقلوندی .
سراب گنجعلیلغتنامه دهخداسراب گنجعلی .[ س َ گ َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مال اسد بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد واقع در 8 هزارگزی جنوب خاوری چقلوندی و 8 هزارگزی جنوب خاوری راه فرعی
خان امیرلغتنامه دهخداخان امیر. [ اَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مال اسد بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. واقع در 16 هزارگزی خاور چقلوندی و 9 هزارگزی جنوب خاوری راه فرعی چقلوندی به بروجر
کاسیان پائینلغتنامه دهخداکاسیان پائین . [ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مال اسد بخش چقلوندی . 2هزارگزی جنوب اتومبیل رو خرم آباد به چقلوندی جلگه و سردسیر و مالاریائی و دارای 300 تن سکنه است
گرزکللغتنامه دهخداگرزکل . [ گ ُ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مال اسد بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد، واقع در 4 هزارگزی جنوب خاوری چقلوند و 5 هزارگزی جنوب خاوری اتومبیل رو خرم آبا