مألکلغتنامه دهخدامألک . [ م َءْ ل ُ ] (ع اِ) (از «ال ک ») پیغام . مَألُکَه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
مالکلغتنامه دهخدامالک . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن ذی حمامةتابعی است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ابوشرحبیل مالک ... و رجوع به الاصابه ج 3 ص 344 شود.
مالکلغتنامه دهخدامالک . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن ربیعةبن البدن بن عامر الخزرجی الساعدی مکنی به ابواسید (متوفی به سال 60 هَ .ق .) صحابی است . از وی در صحیحین 28 حدیث نقل شده است . در ت
مالکلغتنامه دهخدامالک . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن طوق بن عتاب تغلبی (متوفی به سال 259 هَ . ق .) از امرا و اشراف و بخشندگان بود. به امر متوکل به حکومت دمشق منصوب شد و به مساعدت رشید شهر
اجارهنامۀ کشتیcharter-partyواژههای مصوب فرهنگستانسند یا مدرکی حاوی شرایط اجاره بین مالک کشتی و اجارهکننده متـ . اجارهنامه
مالک دوزخلغتنامه دهخدامالک دوزخ . [ ل ِ ک ِ زَ ] (اِخ ) نام فرشته ٔ موکل دوزخ : بوزنه بیهوش از درخت بیفتاد و جان به خزانه ٔ مالک دوزخ فرستاد. (سندبادنامه ص 223). و زندان درک اسفل و ز
باربرگه 2waybillواژههای مصوب فرهنگستانسندی که خط حملونقل دریایی برای فرستندۀ کالا صادر میکند؛ این سند، رسید کالا به حساب میآید و گواه قرارداد حمل و سندی مشابه بارنامۀ کشتی است، اما برخلاف آن مالک
مالکلغتنامه دهخدامالک . [ ل ِ ] (ع ص ) خداوند. (ترجمان القرآن ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). کسی که دارای چیزی باشد و بتواند در آن تصرف کند. خداوند و صاحب و متصرف و دارنده . (ناظم
سندلغتنامه دهخداسند. [ س َ ن َ ](ع اِ) تکیه گاه . (غیاث ). آنچه پشت بوی گذارند. (غیاث ). بالش . تکیه . آنچه پشت بدو دهند. (یادداشت مؤلف ). آنچه پشت بدو باز نهند از بلندی . (من