مالایلغتنامه دهخدامالای . (فعل نهی ) مخفف میالای است که منع از آلوده کردن باشد یعنی آلوده مکن . (برهان ). مخفف میالای است مانند مازار که میازار باشد. (انجمن آرا) (آنندراج ). دوم
مالایعنیهلغتنامه دهخدامالایعنیه . [ ی َ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) مالایعنی . آنچه قابل اعتنا نباشد: و هنگام اشتغال بمالایعنیه حاضرجواب تر. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان آوی ). و رجوع به مالایع
مالایلزملغتنامه دهخدامالایلزم . [ ی َ زَ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) آنچه لازم نیست . آنچه ضروری نیست : لزوم مالایلزم . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به لزوم مالایلزم شود.
مالاینحللغتنامه دهخدامالاینحل . [ ی َ ح َل ل ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) آنچه قابل واشدن نیست . (غیاث ) (آنندراج ). غیرقابل شرح و بیان و غامض . (ناظم الاطباء).
مالایعنیلغتنامه دهخدامالایعنی . [ی َ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) آنچه که مراد ندارد کسی از او. (آنندراج ). بی معنی و بی نتیجه . (ناظم الاطباء). بی فایده . بیهوده . (فرهنگ فارسی معین ) :
مالایطاقلغتنامه دهخدامالایطاق . [ ی ُ ] (ع ص مرکب ) آنچه که در قدرت کسی نباشد. (آنندراج ) (از غیاث ). فوق طاقت و غیرقابل تحمل . (ناظم الاطباء). بالای توانایی . که تاب نتوان آورد: تک
مالایعنیهلغتنامه دهخدامالایعنیه . [ ی َ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) مالایعنی . آنچه قابل اعتنا نباشد: و هنگام اشتغال بمالایعنیه حاضرجواب تر. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان آوی ). و رجوع به مالایع
مالایلزملغتنامه دهخدامالایلزم . [ ی َ زَ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) آنچه لازم نیست . آنچه ضروری نیست : لزوم مالایلزم . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به لزوم مالایلزم شود.