مافوقلغتنامه دهخدامافوق . [ف َ فُو ] (از ع ، ص مرکب ، اِ مرکب ) بیشتر و زیادتر و بالاتر. (ناظم الاطباء). مقابل مادون و ماتحت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).- مافوق الحد؛ زیاده از
مافوقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آن که در شغلی مقام بالاتری دارد؛ بالادست.۲. بالاتر؛ آنچه بالا است.