مافروخیلغتنامه دهخدامافروخی . [ ف َرْ رو ] (ص نسبی ) منسوب است به مافروخ که نام بعضی از موالی عجم می باشد و مخفف «ماه فروخ » است . (از انساب سمعانی ).
مافروخیلغتنامه دهخدامافروخی . [ ف َرْ رو ] (اِخ ) مفضل بن سعدبن الحسین المافروخی الاصفهانی ، مؤلف کتاب محاسن اصفهان است . مافروخی نسبت است به مافروخ بن بختیار جدمؤلف . او کتاب مح
مفروجلغتنامه دهخدامفروج . [ م َ ] (ع ص ) شکافته و چاک زده و شکسته . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مافروخیلغتنامه دهخدامافروخی . [ ف َرْ رو ] (ص نسبی ) منسوب است به مافروخ که نام بعضی از موالی عجم می باشد و مخفف «ماه فروخ » است . (از انساب سمعانی ).
مافروخیلغتنامه دهخدامافروخی . [ ف َرْ رو ] (اِخ ) مفضل بن سعدبن الحسین المافروخی الاصفهانی ، مؤلف کتاب محاسن اصفهان است . مافروخی نسبت است به مافروخ بن بختیار جدمؤلف . او کتاب مح
مفروجلغتنامه دهخدامفروج . [ م َ ] (ع ص ) شکافته و چاک زده و شکسته . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
طیرانلغتنامه دهخداطیران . (اِخ ) مافروخی در کتاب محاسن اصفهان در دو مورد این اسم را ایراد کرده ، یکی در مورد ذکر قصور معروف اصفهان که گوید: و قصر صخربن سدوس بطیران . (چ طهران ص 5