ماشینلغتنامه دهخداماشین . (فرانسوی ، اِ) مجموعه ٔ قطعات و ابزارهائی که برای ایجاد نیرو یا تولید چیزی تعبیه کنند. (از لاروس ).- ماشین برش ؛ (اصطلاح صحافی ) دستگاهی که بدان کناره
تراکتورفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی ماشین قدرتمند که برای کارهای زراعتی و کشیدن ماشینهای کشاورزی از قبیل گاوآهن، ماشین درو، و خرمنکوبی به کار میرود.
دروفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = درویدن۲. (اسم مصدر) برش بوتههای جو و گندم یا گیاهان دیگر از روی زمین با داس یا ماشین درو. درو کردن: (مصدر متعدی) بریدن گیاهان از روی زمین با داس یا ماشین
درولغتنامه دهخدادرو. [ دِ رَ / رُو] (اِمص ) عمل قطع کردن ساقه های گندم یا چیدن ساقه های جو و دیگر حبوب . قطع کردن زراعت . (غیاث ). حصاد و چیدن غله و بریدن علف و غله ٔ رسیده و ی