ماسرجویهلغتنامه دهخداماسرجویه . [ س ِ ج ُ وَی ْه ْ/ س َ ی َ ] (اِخ ) طبیب بصری یهودی که ماسرجیس نیز نامیده می شد. وی علاوه بر ترجمه ٔ کتاب اهرن القس صاحب تصانیفی دیگر است از آن جمله
حکمانلغتنامه دهخداحکمان . [ ح َ ک َ ] (اِخ ) نام موضعی به بصره منسوب به حکم ابن العاص ثقفی و الف و نون حکمان حرف نسبت است مانند یاء و این معمول مردم بصره است . چنانکه در نسبت به
زهرةالملحلغتنامه دهخدازهرةالملح . [ زَ رَ تُل ْ م ِ ] (ع اِ مرکب ) نباتی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گیاهی است شورمزه و در اراضی شورناک روید و ارغوانی رنگ باشد و
تربدلغتنامه دهخداتربد. [ ت ُ ب ُ / ت ِ ب ِ ] (اِ) دوایی است معروف که اسهال آورد. (برهان ). نام دوایی مسهل ، بهندی نسوت گویند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). دوائیست که اسهال آورد، و