ماست مایهلغتنامه دهخداماست مایه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) معروف که آن را مایه ٔشیر نیز خوانند. (آنندراج ). مایه ای که بدان شیر را ستبر نموده و چغرات سازند. (ناظم الاطباء). مایه ٔ ما
ماستلغتنامه دهخداماست . (اِ) معروف است که جغرات باشد و بعضی جغرات چکیده را و بعضی دیگر مایه ای که بر شیر زنند ماست گویند. (برهان ). جغرات و گویند جغرات چکیده و گویند مایه ای که
ماستگویش خلخالاَسکِستانی: mâs دِروی: mâs شالی: mâs کَجَلی: qâtəq کَرنَقی: mâst کَرینی: mâs کُلوری: mâs گیلَوانی: mâs لِردی: qâtəq
ماستلغتنامه دهخداماست . (اِ) معروف است که جغرات باشد و بعضی جغرات چکیده را و بعضی دیگر مایه ای که بر شیر زنند ماست گویند. (برهان ). جغرات و گویند جغرات چکیده و گویند مایه ای که
چیـتهگویش دزفولیمایه ماست برای بسته شدن و درست شدن ماست، یک قاشق ماست را در ظرف شیر می ریزند تا شیر به ماست تبدیل شود ، آن یک قاشق ماست را «چیته» می گویند .