مأرلغتنامه دهخدامأر. [ م َءَ / م َءْرْ ] (ع مص ) تباه گردیدن زخم . || دشمنی اندیشیدن با کسی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
شیبافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمار افعی: ◻︎ سر دیوار او پُر مار شیبا / جهان از زخم او شد ناشکیبا (فخرالدیناسعد: ۱۸۷).
شیبالغتنامه دهخداشیبا. (ص ، اِ) از پهلوی چیباک ، شیپاک ، تندرو: آژی شپاک ؛ مار تیز در رفتار، مار شیبا. (یادداشت مؤلف ). مار افعی .(برهان ) (انجمن آرا) (از جهانگیری ) (آنندراج )
کفچه مارلغتنامه دهخداکفچه مار. [ ک َ چ َ / چ ِ ] (اِ مرکب ) قسمی مار. (از فرهنگ رشیدی ). در اصطلاح جانورشناسی یکی از اقسام ماران سمی خطرناک که دارای زهری کشنده است و از گروه پروتروگ