مارینلغتنامه دهخدامارین . (ص نسبی ) از «مار» (خزنده ٔ معروف ) + «ین » (پساوندی که چون در آخر اسم درآید صفت نسبی سازد). ماردار. پر از مار. مارلاخ : رهت مارین و کهسارت پلنگین گیا و
مارینلغتنامه دهخدامارین .(اِخ ) دهی از دهستان بویراحمد گرمسیری است که در بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان واقع است و 508 تن سکنه دارد که از طایفه ٔ بویراحمد گرمسیری هستند. (از فرهنگ
مآرینلغتنامه دهخدامآرین . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مِئران . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مئران شود.
مارینولغتنامه دهخدامارینو. [ ن ُ ] (اِخ ) مارینی . شاعر ایتالیائی (1569-1625م .) در فرانسه بنام «کاوالیه مارن » مشهور است . سبک باارزش او بنام «مارینیسم » در قرن هفدهم نفوذ قابل ت
مارینوس اسکندرانیلغتنامه دهخدامارینوس اسکندرانی . [اِ ک َ دَ ] (اِخ ) طبیبی مقل است و زمان او معلوم نیست و او از مفسرین کتب جالینوس است . (از فهرست ابن الندیم ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و
مارینیانلغتنامه دهخدامارینیان . (اِخ ) شهری به ایتالیا که در جنوب شرقی میلان واقع است و 13200 تن سکنه دارد. در این نقطه در سال 1515م . فرانسوای اول بر سویسیها غلبه کرد و همچنین در س