مارپلاسلغتنامه دهخدامارپلاس . [ رِ پ َ / پ ِ ] (اِ) کربش . کربشه . (صحاح الفرس ). چلپاسه . کرباسو. کرباسه . کربسه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). چلپاسه و وزغه و حربا را گویند. (بره
کربشولغتنامه دهخداکربشو. [ ک َ ب َ ] (اِ) مارپلاس . (صحاح الفرس ). کرباسه است که چلپاسه و وزغه باشد. (برهان ). چلپاسه ٔ بزرگ زهردار. (ناظم الاطباء). مارمولک . (فرهنگ فارسی معین )
ابوحذرلغتنامه دهخداابوحذر. [ اَ ح َ ذَ ] (ع اِ مرکب ) آفتاب پرست . حربا. (منتهی الارب ). آفتاب گردک . پژمره .خور. مارپلاس . اسدالارض . حربایه . بوقلمون . ابوقلمون . خامالاون . افط
کلموژلغتنامه دهخداکلموژ. [ ک َ ] (اِ) چلپاسه و وزغه را گویند. (برهان ). چلباسه و وزغه را گویند و در نسخه ٔ سروری سوسمار گفته که مارپلاس نیز گویند. (آنندراج ). کلپاسه ای که سر آن
حربالغتنامه دهخداحربا. [ ح ِ ] (ع اِ) حرباء. حربایه . سمندر. آفتاب گردک . آفتاب پرست . جحل . خامالاون . ابوقلمون . ابوحذر. بوقلمون . آفتاب گردش . اسدالارض . پژمره . مارپلاس . خو
خامالاونلغتنامه دهخداخامالاون . [ وُ ](معرب ، اِ) بیونانی دوائی است که آن را مازریون گویند و آن دو قسم است : سیاه و سفید. سیاه آن را خامالاون مالس گویند و بعربی قاتل النمر و خانق ال