ماروسلغتنامه دهخداماروس . (اِخ ) دهی از دهستان عشق آباد است که در بخش فدیشه ٔ شهرستان نیشابور واقع است و 217 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
ماروسکلغتنامه دهخداماروسک . (اِخ ) ده مرکز دهستان سر ولایت است که در بخش سر ولایت شهرستان نیشابور واقع است و 292 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
ماروسپندلغتنامه دهخداماروسپند. [ پ َ ] (اِخ ) نام یکی از مشاوران و مصلحت اندیشان خسروپرویز. (از فهرست ولف ) : بباشد به آرام ماروسپندنباید که آرند بروی گزند. (شاهنامه چ بروخیم ج 9 ص
ماروسکلغتنامه دهخداماروسک . (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش سر ولایت شهرستان نیشابور است . از شمال به دهستان سر ولایت واز باختر به دهستان دربقاضی و از جنوب به دهستان معدن و از خاور به
حسین آباد ماروسگلغتنامه دهخداحسین آباد ماروسگ . [ ح ُ س َ دِ ] (اِخ ) ده از دهستان ماروسگ بخش سرولایت شهرستان نیشابور 24هزارگزی خاور جگنه بالا. کوهستانی . معتدل . سکنه 25 تن شیعه ٔ کرد. آب
مأروضلغتنامه دهخدامأروض . [ م َءْ ] (ع ص ) گرفتار بمرض زکام . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). زکام زده . مزکوم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || کسی که دیوانگی دارد به
ماروسکلغتنامه دهخداماروسک . (اِخ ) ده مرکز دهستان سر ولایت است که در بخش سر ولایت شهرستان نیشابور واقع است و 292 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
ماروسپندلغتنامه دهخداماروسپند. [ پ َ ] (اِخ ) نام یکی از مشاوران و مصلحت اندیشان خسروپرویز. (از فهرست ولف ) : بباشد به آرام ماروسپندنباید که آرند بروی گزند. (شاهنامه چ بروخیم ج 9 ص
ماروسکلغتنامه دهخداماروسک . (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش سر ولایت شهرستان نیشابور است . از شمال به دهستان سر ولایت واز باختر به دهستان دربقاضی و از جنوب به دهستان معدن و از خاور به
حسین آباد ماروسگلغتنامه دهخداحسین آباد ماروسگ . [ ح ُ س َ دِ ] (اِخ ) ده از دهستان ماروسگ بخش سرولایت شهرستان نیشابور 24هزارگزی خاور جگنه بالا. کوهستانی . معتدل . سکنه 25 تن شیعه ٔ کرد. آب
کارجیلغتنامه دهخداکارجی . (اِخ ) دهی از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور، 24هزارگزی جنوب خاوری چکنه بالا. کوهستانی ، معتدل ، سکنه ٔ آن 77تن . قنات دارد. محصول آنجا غلات