مارقینلغتنامه دهخدامارقین . [ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مارق . || (اِخ ) خوارج بر امیرالمؤمنین علی علیه السلام . مقابل ناکثین و قاسطین . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : دست از حمایت قاسط
قاسطینلغتنامه دهخداقاسطین . [ س ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قاسط در حالت نصبی و جری . رجوع به قاسط شود || (اِخ ) لقب آن دسته از اهل صفین که در صف معاویه بودند دربرابر ناکثین یعنی اصحاب جمل
ذوالخویصرةلغتنامه دهخداذوالخویصرة. [ ذُل ْ خ ُ وَ ص ِ رَ ] (اِخ ) خارجی بن زهیر صحابی تمیمی . در امتاع الأسماع آمده است . فی یوم فتح مکة: و جلس صلی اﷲ علیه و سلّم یومئذ. و فی ثوب بلا
مارقلغتنامه دهخدامارق . [ رِ ] (ع ص ) آن تیر که از نشانه بگذرد و بیفتد. (مهذب الاسماء). بیرون گذرنده از نشانه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مرتد و خارج شده از دین . ج ، مارق
ناکثینلغتنامه دهخداناکثین . [ ک ِ ] (اِخ ) لقبی است که امیرالمؤمنین علی به اهل وقعه ٔ جمل میدهد. (یادداشت مؤلف ). کسانی که در مدینه با علی بن ابیطالب بیعت کردند و در بصره عهد خو
حروریةلغتنامه دهخداحروریة. [ ح َ ری ی َ ] (اِخ ) فرقه ای از پانزده مذهب خوارج . (بیان الادیان ). طائفه ای از خوارج که در حروراء اجتماع کرده به مخالفت علی بن ابیطالب برخاستند. (سمع