مادیونلغتنامه دهخدامادیون . [ مادْ دی یو ] (ع اِ) ج ِ مادی ، در حالت رفعی (در فارسی مراعات این قاعده نکنند). (فرهنگ فارسی معین ). پیروان عقیده ای که ماده را اصل و اساس جهان آفرینش
مادیینلغتنامه دهخدامادیین . [ مادْ دی ین ] (ع اِ) ج ِ مادی در حالت نصبی و جری (در فارسی مراعات این قاعده نکنند). (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مادیون و مادی و ماده شود.
اشتاللغتنامه دهخدااشتال . [ اِ ] (اِخ ) گئورگ ارنست . از اطبا و شیمی دانان مشهور آلمان است . در 1660 م . در شهرک آنسباخ تولد یافته و در سنه ٔ 1734 م . در برلن درگذشته است . کتابه
مادیلغتنامه دهخدامادی .[ مادْ دی ] (ع ص نسبی ) منسوب به ماده . چیزی که مربوط به ماده است . امور مادی : نفس ... گوهری است چون گوهر مادی که او را صورتی نباشد... (مصنفات بابا افضل
روحلغتنامه دهخداروح . (ع اِ) جان . ج ، اَرْواح . مؤنث نیز می باشد. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). جان . (غیاث ) (ترجمان علامه تهذیب عادل ) (دهار). نفس . (منتهی الارب ). آنچه