ماخولیالغتنامه دهخداماخولیا. (معرب ، اِ) بمعنی مالیخولیاست که خلل و کوفت دماغی و سودا و خیال خام باشد. گویند یونانی است و بعضی گویند عبری است واﷲ اعلم . (برهان ). مأخوذ از یونانی
ماخولیائیلغتنامه دهخداماخولیائی . (ص نسبی ) مالیخولیایی . مالنخولیائی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). که مبتلا به مالیخولیاست . رجوع به مالیخولیا و ماخولیا شود.
مالخولیالغتنامه دهخدامالخولیا. [ ل ِ ] (معرب ، اِ) ماخولیا. (آنندراج ). مأخوذ از یونانی ، مالیخولیا. (ناظم الاطباء). و رجوع به مالیخولیا و مالنخولیا شود.
ماخولاواژهنامه آزادنام تنگه و رودی حوالی یوش مازندران. قسمتی از آزادکوه. (نیما یوشیج شعری با این مضمون سروده است.)
ماخلالغتنامه دهخداماخلا. [ خ َ ] (ع حرف اضافه ٔ مرکب ) مگر. بغیر از. غیر از. (از ناظم الاطباء).- ماخلا اﷲ ؛ ماسوی اﷲ. (یادداشت مؤلف ) : الا کل شی ٔ ماخلا اﷲ باطل و کل نعیم لامحا
ماخولیائیلغتنامه دهخداماخولیائی . (ص نسبی ) مالیخولیایی . مالنخولیائی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). که مبتلا به مالیخولیاست . رجوع به مالیخولیا و ماخولیا شود.
مالیخولیافرهنگ انتشارات معین(اِ.) = ماخولیا: مأخوذ از یونانی ؛ نوعی بیمار مغزی که موجب ایجاد اوهام و خیالات می شود.
ماخوللغتنامه دهخداماخول . (اِ) مخفف ماخولیا و ماخولیامخفف مالن خولیا بمعنی مرضی که در دماغ بهم می رسد وترجمه ٔ خلط سیاه بود و چون این مرض سوداوی است تسمیه ٔ آن به اسم ماده ٔ آن ک
مالخولیالغتنامه دهخدامالخولیا. [ ل ِ ] (معرب ، اِ) ماخولیا. (آنندراج ). مأخوذ از یونانی ، مالیخولیا. (ناظم الاطباء). و رجوع به مالیخولیا و مالنخولیا شود.
ملانخلیالغتنامه دهخداملانخلیا. [ م ِ خ ُ ] (اِ) مالیخولیا. ماخولیا. مالنخولیا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مالیخولیا و ماخولیا شود.