اعتباریلغتنامه دهخدااعتباری . [ اِ ت ِ ] (ص نسبی ) نسبت است به اعتبار. (از یادداشت مؤلف ). منسوب به اعتبار بمعنی لحاظ و قرارداد، یعنی نسبی . اضافی . قراردادی . مقابل واقعی . آنچه
ابوسهللغتنامه دهخداابوسهل . [ اَ س َ ] (اِخ ) ابن نوبخت . منجّم خبیر حاذق . فارسی الاصل پدر او نوبخت نیز منجمی فاضل و در خدمت منصور بود و چون پیری ویرا دریافت خلیفه گفت کار خویش ب
لاضررلغتنامه دهخدالاضرر. [ ض َ رَ ] (ع اِ مرکب ) (از: لا + ضرر) مأخوذ از حدیث «لا ضَرَر و لا ضِرار فی الاسلام »، و آن قاعده ٔ فقهی است و درموارد بسیاری از فقه بدان استناد می شود