مائیلغتنامه دهخدامائی . (حامص ) کبر. عجب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). خودپرستی . (منتهی الارب ).- مائی و منی ؛ خودپرستی و تکبر. (منتهی الارب ). عجب و غرور و کبر. (آنندراج ).
مائیلغتنامه دهخدامائی . (ص نسبی ) منسوب به مای که به احکام نجوم و جادوگری مشهورند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : گرچه به هوا برشد چون مرغ همیدون ور چه به زمین برشد چون مردم مائی
مائیلغتنامه دهخدامائی . [ ئی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به ماء، یعنی آبی و آبکی و آبدار. (منتهی الارب ). بمعنی آبی منسوب به آب . (آنندراج ). منسوب به ماء که یکی ازعناصر چهارگانه به ع
ماعیلغتنامه دهخداماعی . (ع ص ) طعام نرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
معایلغتنامه دهخدامعای . [ م َ ] (ع ص ) ابل معای ؛ شتران مانده ، و ابل معایا نیز چنین است . (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مائینلغتنامه دهخدامائین . [ مِئین ] (ع عدد، ص ، اِ) به معنی صدها. این جمع مائة است به حذف تای فوقانی . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به مئین شود.
مائیتلغتنامه دهخدامائیت . [ ئی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) مائیة. روانی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و ازش [ از انگور پرنیان و کلنجری ] بسیار بتوان خورد بسبب مائیتی که در اوست .
مائیتلغتنامه دهخدامائیت . [ ئی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) ماهیت . (ناظم الاطباء). سؤال از حقیقت شی ٔ.(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به ماهیت شود.