مئیرلغتنامه دهخدامئیر. [ م َ ] (ع ص ) گاییده . (منتهی الارب ذیل ا ی ر). امراءة مئیر؛ زن گاییده شده . (ناظم الاطباء). || امر مئیر؛ کار دشوار. (از منتهی الارب ذیل م ء ر). (ناظم ال
معیرلغتنامه دهخدامعیر. [ م ُ ] (ع ص ) به عاریت دهنده چیزی را. (غیاث )(آنندراج ). عاریت دهنده . (ناظم الاطباء). || (اصطلاح فقهی ) کسی که مال خود را به عاریت می دهد.
معیرلغتنامه دهخدامعیر. [ م ِی َ ] (ع اِ) بلا و سختی . (آنندراج ) (ناظم الاطباء).- ابنة معیر ؛ بلا و سختی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، بنات معیر. (ناظم الاطباء).
مادرلغتنامه دهخدامادر. [ دَ ] (اِ) ترجمه ٔ «ام » که والده باشد. (آنندراج ). زنی که یک یا چند بچه بدنیا آورده باشد. (ناظم الاطباء). ام . والده . ماما. مام . ماد. مار. (یادداشت به