مآبلغتنامه دهخدامآب . [ م َ ] (ع مص ) بازگشتن . (تاج المصادر بیهقی ). بازگشتن . اَوب . اِیاب . اِیّاب . اَوبَة. اَیبَة. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آب من سفره اوبا و مآبا
مآبلغتنامه دهخدامآب . [ م َ ] (اِخ ) شهری است در بلقاء.(منتهی الارب ). شهری است در شام از نواحی بلقاء. (ازمعجم البلدان ). شهری بوده است در جنوب شام از نواحی بلقاء و اکنون خراب
مأبضلغتنامه دهخدامأبض . [ م َءْ ب ِ ] (ع اِ) گودنای زانو. (زمخشری ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). باطن زانوی مردم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جف
مأباةلغتنامه دهخدامأباة. [ م َءْ ] (ع ص ) نفرت انگیز. (ناظم الاطباء): ماء مأباة؛ آبی که ناخوش دارند آن را شتران . (منتهی الارب ). آبی که شتران از نوشیدن آن کراهت دارند. (ناظم ا
مأبورلغتنامه دهخدامأبور. [ م َءْ ] (ع ص ) خرمابن گشن داده شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نخل یا زراعت اصلاح شده . (از اقرب الموارد). || سوزن خورانیده و منه کلب مأبور؛ یعنی سگ
مأبورةلغتنامه دهخدامأبورة. [ م َءْ رَ ] (ع ص ) سکة مأبورة؛ یعنی رسته ٔ خرمابن گشن و اصلاح داده شده . (منتهی الارب ). نخلة مأبورة؛ خرمابن گشن داده شده و سکة مأبوره ؛ راسته ٔ خر
مأبوضلغتنامه دهخدامأبوض . [ م َءْ ] (ع ص ) شتری که بند دست او را به بازو بسته باشند تا بلند باشد از زمین . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بسته شده . (ناظم الاطباء). || آنک
مأبضلغتنامه دهخدامأبض . [ م َءْ ب ِ ] (ع اِ) گودنای زانو. (زمخشری ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). باطن زانوی مردم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جف
مأباةلغتنامه دهخدامأباة. [ م َءْ ] (ع ص ) نفرت انگیز. (ناظم الاطباء): ماء مأباة؛ آبی که ناخوش دارند آن را شتران . (منتهی الارب ). آبی که شتران از نوشیدن آن کراهت دارند. (ناظم ا
مأبورلغتنامه دهخدامأبور. [ م َءْ ] (ع ص ) خرمابن گشن داده شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نخل یا زراعت اصلاح شده . (از اقرب الموارد). || سوزن خورانیده و منه کلب مأبور؛ یعنی سگ
مأبورةلغتنامه دهخدامأبورة. [ م َءْ رَ ] (ع ص ) سکة مأبورة؛ یعنی رسته ٔ خرمابن گشن و اصلاح داده شده . (منتهی الارب ). نخلة مأبورة؛ خرمابن گشن داده شده و سکة مأبوره ؛ راسته ٔ خر
مأبوضلغتنامه دهخدامأبوض . [ م َءْ ] (ع ص ) شتری که بند دست او را به بازو بسته باشند تا بلند باشد از زمین . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بسته شده . (ناظم الاطباء). || آنک