لیمونیهلغتنامه دهخدالیمونیه . [ نی ی َ ] (اِخ ) قراحصار لیمونیه به حدود آقشهر ارزنجان ،قلعتی است . (نزهةالقلوب چ اروپا مقاله ٔ سوم ص 97).
لیمونیلغتنامه دهخدالیمونی . (ص نسبی ) منسوب به لیمون . || چیزی که لیمو در آن انداخته باشند چون سکنجبین لیمونی که بجای سرکه در آن لیمو می اندازند. (آنندراج ).
لیمونیونلغتنامه دهخدالیمونیون . (معرب ، اِ) به یونانی حماض بزرگ است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). نوعی از حماض بزرگ است که در بستانها بیشتر روید و در حماض گفته شد، منفعت و صفت انواع آن .
لیمونیلغتنامه دهخدالیمونی . (ص نسبی ) منسوب به لیمون . || چیزی که لیمو در آن انداخته باشند چون سکنجبین لیمونی که بجای سرکه در آن لیمو می اندازند. (آنندراج ).
لیمونیونلغتنامه دهخدالیمونیون . (معرب ، اِ) به یونانی حماض بزرگ است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). نوعی از حماض بزرگ است که در بستانها بیشتر روید و در حماض گفته شد، منفعت و صفت انواع آن .