لیمونلغتنامه دهخدالیمون . (اِخ ) دهی از دهستان شهریاری بخش مرکزی شهرستان ساری واقع در 6000گزی شمال باختری ساری . دشت ، معتدل ، مرطوب و مالاریائی . دارای 200 تن سکنه . آب آن از چش
لیمونلغتنامه دهخدالیمون . (معرب ، اِ) معرب لیمو، ثمری معروف . لیمو. و فیه بادزهریة تقاوم بها السموم کلها کثیرةالمنافع. (منتهی الارب ). ضریر انطاکی آرد: الاصلی منه هو المستدیر الص
لیمونادلغتنامه دهخدالیموناد. (فرانسوی ، اِ) (در زبان فرانسه به معنی شربت آب لیمو است ) و در فارسی به معنی آب جوش ، یعنی آب دَم دار (گازدار) است و آن شربتی است گازدار از جوش شیرین و
لیمونیلغتنامه دهخدالیمونی . (ص نسبی ) منسوب به لیمون . || چیزی که لیمو در آن انداخته باشند چون سکنجبین لیمونی که بجای سرکه در آن لیمو می اندازند. (آنندراج ).