لریکرلغتنامه دهخدالریکر. [ ل ُ ک ِ ] (اِ) نوعی ماهی از خانواده ٔ سیلوریده . و آن در آب رودخانه های آمریکا زندگی کند.
لریکهلغتنامه دهخدالریکه . [ ل ُ ک ِ ] (اِخ ) لوپر ژان نیکلا. از آباء یسوعیین و مورخ فرانسوی . مولد اپرنی . (1845-1767 م .).
لیرکلغتنامه دهخدالیرک . [ رُ ] (اِخ ) دهی از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در 70000گزی جنوب الیگودرز، کنار راه مالرو دره شگفت به ایلرد. کوهستانی و سردسیر. دارای 3
لیرککلغتنامه دهخدالیرکک . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دشمن زیاری بخش کهگیلویه ٔ شهرستان بهبهان واقع در 11000گزی باختری قلعه ٔ کلات مرکز دهستان و 50000گزی شمال شوسه ٔ بهبهان به آ
لمرسیهلغتنامه دهخدالمرسیه . [ ل ُ م ِ ی ِ ] (اِخ ) نپوموسن . شاعر درامی و لیریک فرانسه (1771-1840 م .).
دراماتیکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ] دراماتیک، تراژیک، نمایشی کمیک، بامزه، خنده دار، مضحک، میمیک لیریک، ملودراماتیک، رُمانتیک، سانتیمانتال موج نو، آوانگ
شاعرانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه فت] شاعرانه منظوم، بهشعر، سروده، مدرج، مرصع، مقفا سراینده، متخلص، غزلپرداز، نوپرداز، بدیههسرا قافیهسنج افسانهگوی،
شعرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه سرود، ترانه، چکامه، نثر مسجع، الفیه، بهاریه، مثلثات، مدحیه، مدیحه، مرثیه، ترکیببند، عروض▼ ترانه، تصنیف دیوان، دیوان ش