لیرککلغتنامه دهخدالیرکک . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دشمن زیاری بخش کهگیلویه ٔ شهرستان بهبهان واقع در 11000گزی باختری قلعه ٔ کلات مرکز دهستان و 50000گزی شمال شوسه ٔ بهبهان به آ
لیرکلغتنامه دهخدالیرک . [ رُ ] (اِخ ) دهی از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در 70000گزی جنوب الیگودرز، کنار راه مالرو دره شگفت به ایلرد. کوهستانی و سردسیر. دارای 3
لیککلغتنامه دهخدالیکک . [ ک َ ] (اِ) به معنی لیک است که خرچال باشدو او پرنده ای است کبودرنگ به سرخی مائل . (برهان ).
لک لکلغتنامه دهخدالک لک . [ ل َ ل َ ] (اِخ ) دهی مرکز دهستان بهمئی گرمسیر بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان ، واقع در 42000گزی خاور شوسه ٔ جایزان به آغاجاری . دشت ، گرمسیرو مالاریائی
بهمئی گرمسیرلغتنامه دهخدابهمئی گرمسیر. [ ب َم َ گ َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان است این دهستان بین رود مارون و دهستانهای حومه طیبی گرمسیر و بهمئی و سردسیر وا
لیرکلغتنامه دهخدالیرک . [ رُ ] (اِخ ) دهی از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در 70000گزی جنوب الیگودرز، کنار راه مالرو دره شگفت به ایلرد. کوهستانی و سردسیر. دارای 3
لیککلغتنامه دهخدالیکک . [ ک َ ] (اِ) به معنی لیک است که خرچال باشدو او پرنده ای است کبودرنگ به سرخی مائل . (برهان ).
لکلغتنامه دهخدالک . [ ل ِ ] (اِ) جانوری است پرنده که گوشت لذیذ دارد و آن را لیک و لیکک نیز گویند. (جهانگیری ). جانوری است پرنده که گوشت لذیذی دارد و آن را خرچال میگویند. (برها