لیداواژهنامه آزادرهبر ، سرگروه - از واژه لیدر می آید . شهری در بلارووس. از نام رودخانه مشتق شده. منشا اسم لیتوانیا هست. به یونانی محبوب همه.
لیدارlidarواژههای مصوب فرهنگستانابزاری که تَپها/ پالسهای نوری قوی گسیل و با آشکارسازی پرتوهای بازتابیده از محیط، اطلاعات لازم را استخراج میکند
کرخای لیدانلغتنامه دهخداکرخای لیدان . [ ک َ ی ِ ] (اِخ ) نامی است که سریانیان به شهر «ایران آسان کرد کواذ» دهند. این شهر را قباد در خوزستان بنا نهاد و غالباً آن را با شهر ایران خوره شا
دماسنج لیداری جذب تفاضلیdifferential absorption lidar thermometer, DIAL thermometerواژههای مصوب فرهنگستاندورکاو فعالی که دما را با استفاده از لیزر میسنجد