لکهنلغتنامه دهخدالکهن . [ ل َ هََ ] (اِ) صومی که بت پرستان از برای احترام بت دارند و به اعتقاد ایشان که این روزه داشتن ایشان را فربه و قوی جثه کند. سنائی مؤید این اعتقاد گوید :
لکهنفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهروزهای که هندوها میگیرند: ◻︎ الا تا مؤمنان گیرند روزه / الا تا هندوان گیرند لکهن (منوچهری: ۸۸).
لکهنوتیلغتنامه دهخدالکهنوتی . [ ل َ هََ ] (اِخ ) در زمانه ٔ سابق شهری بوده است در اقصای شرقیه ملک بنگاله و بعضی نوشته اند که نام ملک گورکهه که ولایتی است از بنگاله . (غیاث ).
امامی لکهنوییلغتنامه دهخداامامی لکهنویی . [ اِ ی ِ ل َ هََ ] (اِخ ) (خواجه امام الدین بن قاضی خان بن خواجه پادشاه خان ) از شاعران فارسی گوی هندوستان بود و در اوایل قرن سیزدهم میزیست و شا
امامی لکهنوییلغتنامه دهخداامامی لکهنویی . [ اِ ی ِ ل َ هََ] (اِخ ) از شاعران فارسی گوی هندوستان بود. رجوع به تذکره ٔ روز روشن چ هوپال شود. (از فرهنگ سخنوران ).
امداد لکهنوییلغتنامه دهخداامداد لکهنویی . [ اِ دِل َ هََ ] (اِخ ) امداد اﷲ خان بن کفایت اﷲخان رامپوری از شاعران است . رجوع به تذکره ٔ روز روشن ص 71 و الذریعة قسم اول از جزء تاسع ص 95 و ف
لکهنوتیلغتنامه دهخدالکهنوتی . [ ل َ هََ ] (اِخ ) در زمانه ٔ سابق شهری بوده است در اقصای شرقیه ملک بنگاله و بعضی نوشته اند که نام ملک گورکهه که ولایتی است از بنگاله . (غیاث ).
امامی لکهنوییلغتنامه دهخداامامی لکهنویی . [ اِ ی ِ ل َ هََ ] (اِخ ) (خواجه امام الدین بن قاضی خان بن خواجه پادشاه خان ) از شاعران فارسی گوی هندوستان بود و در اوایل قرن سیزدهم میزیست و شا
امامی لکهنوییلغتنامه دهخداامامی لکهنویی . [ اِ ی ِ ل َ هََ] (اِخ ) از شاعران فارسی گوی هندوستان بود. رجوع به تذکره ٔ روز روشن چ هوپال شود. (از فرهنگ سخنوران ).
امداد لکهنوییلغتنامه دهخداامداد لکهنویی . [ اِ دِل َ هََ ] (اِخ ) امداد اﷲ خان بن کفایت اﷲخان رامپوری از شاعران است . رجوع به تذکره ٔ روز روشن ص 71 و الذریعة قسم اول از جزء تاسع ص 95 و ف