لکاتلغتنامه دهخدالکات . [ ل َ ] (اِ) یکی از چهار صورت اوراق آس که بر آن صورت زنی است . شکل زن در اوراق بازی آس . ورقی از قمار که بر آن صورت زنی منقوش است . || (ص ) هر چیز ضایع و
لکاتفرهنگ انتشارات معین(لَ) (اِ.) یکی از چهار صورت ورق های بازی آس است که بر آن صورت زنی منقوش است (نظیر بی بی در بازی های دیگر).
لکاتهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بدکاره، جنده، خودفروش، روسپی، فاحشه، قحبه، معروفه، هرجایی ۲. بدزبان، سلیطه، شرور
لکاتهلغتنامه دهخدالکاته . [ ل َ ت َ / ل َک ْ کا ت َ / ت ِ ] (ص ) دشنامی است زنان را. زن بی حیا. فاحشه . زن بد. زن بدعمل .زن بدکاره . زن بدکاره و بی حیاء و آن را در عرف هند تهاری
لکاتهلغتنامه دهخدالکاته . [ ل َ ت َ / ل َک ْ کا ت َ / ت ِ ] (ص ) دشنامی است زنان را. زن بی حیا. فاحشه . زن بد. زن بدعمل .زن بدکاره . زن بدکاره و بی حیاء و آن را در عرف هند تهاری
آسلغتنامه دهخداآس . (فرانسوی ، اِ) قسمی بازی و قمار با اوراقی مخصوص که شکل خال و شاه و بی بی و سرباز و لکات بر آن است . || تک خال . ورق قمار که یک خال بر آن باشد.- چهار شاهش ب
چارآسلغتنامه دهخداچارآس . (اِ مرکب ) چهار تک خال . چهار ورق قمار در بازی «آس » که بر هر یک شکل خال نقش شده باشد. چهار ورق برنده در بازی «آس » که بر چهار شاه و چهار بی بی و چهار س
چهارلکاتلغتنامه دهخداچهارلکات . [ چ َ / چ ِ ل َ / ل َک ْ کا ] (اِ مرکب )چهاربانو. چهاربی بی . رجوع به چاربی بی و لکات شود.