لچک به سرلغتنامه دهخدالچک به سر. [ ل َ چ َ ب ِ س َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) زن . || زن ِ ضعیف . زنی ضعیفه یا فقیره در مقام جلب شفقت و رقت گویند: من یک لچک بسری بیش نیستم . من یک لچک بسر
لَچَکگویش بختیاریلچک (کُلاه مخملى مخصوص بانوان که قسمت پیشین سر را مىپوشاند و معمولاً با مهرههاى رنگى، سکههاى نقرهاى،منجوق و ملیله تزیین مىشود).
لچک به سرلغتنامه دهخدالچک به سر. [ ل َ چ َ ب ِ س َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) زن . || زن ِ ضعیف . زنی ضعیفه یا فقیره در مقام جلب شفقت و رقت گویند: من یک لچک بسری بیش نیستم . من یک لچک بسر
لچکلغتنامه دهخدالچک . [ ل َ چ َ / ل َچ ْ چ َ ] (اِ) چارقد خرد سه گوش که زنان و اطفال بر سر پوشند. چارقد خرد. چارقد کوچک . مقنع کوچک . پارچه ای چهارگوشه که دو تا کرده سه گوشه بر
لَچَکگویش بختیاریلچک (کُلاه مخملى مخصوص بانوان که قسمت پیشین سر را مىپوشاند و معمولاً با مهرههاى رنگى، سکههاى نقرهاى،منجوق و ملیله تزیین مىشود).
سرخارهفرهنگ انتشارات معین(سَ رَ یا رِ) (اِ.) 1 - سوزن زرینی که زنان به جهت زینت بر سر زنند و مقنعه را با آن بر لچک بند کنند تا نیفتد. 2 - پنجه مانندی از استخوان که بدان تن را خارند.
سرخارهلغتنامه دهخداسرخاره . [ س َ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) از: سر + خار (خاریدن ) + ه (نشانه ٔ اسم آلت ). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). سوزن زرینی باشد که زنان بجهت زینت بر سر زنند و