لپرکلغتنامه دهخدالپرک . [ ] (اِ) لچ . لگدی باشد که به پشت پای زنند. اسدی ذیل لغت لج در لغت نامه گوید: لج لگدی باشد که به پشت پای زنند و لپرک نیز گویند.
لجلغتنامه دهخدالج . [ ل َ ] (اِ) لگد که در مقابل مشت است . (برهان ). لگد باشد به پشت پای . (لغت نامه ٔ اسدی ). لگدکوب باشد به زبان پارسی . (لغت نامه ٔ اسدی ). لگدی باشد که به
لچلغتنامه دهخدالچ . [ ل َ ] (اِ) رخساره . روی . عارض . (برهان ). رُخ . رخساره باشد و آن را سج نیز گویند. (جهانگیری ). || لگدکون باشد به زبان فارسی . (حاشیه ٔ لغت نامه ٔ اسدی ن