لَّکِنَّاْفرهنگ واژگان قرآنولي من (اصل آن لکن انا بوده که همزه انا بعد از نقل فتحهاش به نون حذف شده ، و دو نون در يکديگر ادغام گرديده که در حالت وصل با نون مشدد و با صداي بالا و بدون الف
لکنهورلغتنامه دهخدالکنهور. [ ل َ ن َ ] (اِخ ) لکنهو. لکناو. لکناهو. نام شهری به هندوستان . رجوع به مدخل قبل شود.
لینةلغتنامه دهخدالینة. [ ن َ ] (اِخ ) صاحبة مکان قباء اخرج عمربن شبة فی اخبار المدینة بسند صحیح الی عروة قال کان موضع مسجد قباء لامراة یقال لها لینة کانت تربط حمارا لها فیه فابت