لعنةلغتنامه دهخدالعنة. [ ل ُ ن َ ] (ع ص ) آنکه بسیار لعنت کنند بر وی . (منتهی الارب ). آنکه مردمان بر او لعنت کنند. (مهذب الاسماء).
لعنةدیکشنری عربی به فارسیهرچيزي که مورد لعن واقع شود , لعنت و تکفير , مرتد شناخته شده از طرف روحانيون , نفرين , دشنام , لعنت , بلا , مصيبت , نفرين کردن , ناسزا گفتن , فحش دادن , لعنت کر
لعنه الغتنامه دهخدالعنه ا. [ ل َ ع َ ن َ هُل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ نفرینی ) لحاه اﷲ. خدای تعالی او را لعنت کند. این جمله را معمولاً در فارسی بعد از نام کفار آرند : و انوشیروان
لعنه الغتنامه دهخدالعنه ا. [ ل َ ع َ ن َ هُل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ نفرینی ) لحاه اﷲ. خدای تعالی او را لعنت کند. این جمله را معمولاً در فارسی بعد از نام کفار آرند : و انوشیروان